تبليغاتX
فرهنگ ایران
فرهنگ ایران
چو ایران نباشد تن من مباد
اشک ستاره

با درود

ترنم اندوه بر لب های خشکم جاریست. از تو دیگر نمی گویم، این بار آمده ام تا از تو نگویم. آری، آمده ام. از هیاهوی خاموش اوین! هنوز زمزمه اندوه دیوارهای سرد را با قطره قطره شوق احساس می کنم. خیابان های بی دلیل لس آنجلس را نیز در نوردیدم. هر چه پیش تر رفتم، ژرفای بی کسیم نمایان تر شد. چه شکوهی داشت لحظه پر پر شدن آخرین اقاقی! سرد و خاموش، تلخ و سنگین.

دهم بهمن ماه و جشن سده، هنوز شادباش مادرم را نشنیده بودم که بغضش ترکید. سیوند آبگیری ...!!! می شود یا شد؟ نفهمیدم. کابوس زندگی، شوکران من و من! دیدی دیگر از تو نگفتم! اگر سال پیش بود واژه آخرم من و تو بود!

آی مردم! به سراغم نیایید! نوشته هایم را نخوانید! اندوهم را به تماشا ننشینید! آرامگاه پدر، شوق پرواز، ترنم آواز، هویتم، فرهنگم و همه هر چه داشتم! با هم بشمارید 10، 9، 8، 7 و ... و 1 زیر آب غرق شد. هورا بکشید تا بغضم را با آسمان قسمت کنم. ناتوانیم را در دفترچه های خاطراتتان بنویسید. من بی تاریخ، من بی فرهنگ، من بی ایران یعنی هیچ و امروز پوچ تر هر پوچی ناله بی کسی سر داده ام.

یک سالی که نبودم پدر بزرگم را از دست دادم. روحش شاد! دیشب به خوابم آمد، خواستم در آغوش بگیرمش، خنده تلخی کرد و خود را کنار کشید. در نگاه مه آلودش غرق شدم. زیر لب زمزمه می کرد:

« پدرت ایستاد تا فرهنگمان نابود شد و تو ایستاده ای تا تاریخی نداشته باشیم».

پاسخش را چه بگویم؟ تو بگو؟ تو که با من نیامدی تا پاسارگاد زیر آب نرود! تو من! کاش این آخرین نفس باشد. کاش ... .

*********************

نه زمین خاک قدیمی نه هوا همون هواست

تاچشم‌هام کار می‌کنه هر چی که مونده نابجاست

تاچشم‌هام کار می‌کنه هر چی که مونده نابجاست

 

داره از قبیله ما یکی‌یکی کم می‌شه

هر چی دوست داشتم و دارم راهی عدم می‌شه

هر چی دوست داشتم و دارم راهی عدم می‌شه

 

مثل ابرهای زمستون دلم از گریه پره

شیشه نازک دل منتظر تـلنگره

مثل ابرهای زمستون دلم از گریه پره

شیشه نازک دل منتظر تـلنگره

 

غم سفره‌های خالی دستهای نحیف مردم

داغ شلاق جهالت به تن شریف مردم

غم اعدام ستاره انهدام سرو آزاد

تیر باران شقایق باغبانی کردن باد

همه قطره‌های خونی که به خاکم شده فریاد

همه اینهایی که گفتم بغض هر روز منه

من رو در من می‌شکنه

 

مثل ابرهای زمستون دلم از گریه پره

شیشه نازک دل منتظر تـلنگره

مثل ابرهای زمستون دلم از گریه پره

شیشه نازک دل منتظر تـلنگره

2 نوشته شده در  جمعه سیزدهم بهمن 1385ساعت 0:5  توسط نوید  |